نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شبی فرهاد اگر بیند به خواب آن لعل نوشین را

ز لوح سینه با ناخن تراشد نقش شیرین را

ز چین زلف خم در خم زنی رسم جهان بر هم

همه مشک آورند از چین تو از مشک آوری چین را

دل ما را قراری نیست جز در حلقهٔ زلفت

بلی در زیر زنجیر است آرامش مجانین را

مجو ای شیخ از ما جز طریق عشق و شیدایی

چه داند عاشق دلداده رسم کیش و آئین را

مرا گویند پنهان کن غم عشق و نمیدانم

چسان پنهان کنم رخسار زرد و اشک خونین را

جان آئینهٔ فکر تو است از زشت و از زیبا

نه بینی بد به عالم گر ببندی چشم بدبین را

صغیر از نور حکمت می‌شود چشم دلت روشن

اگر جانت شود نائل مقام حلم و تمکین را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و longing برای معشوق اشاره دارد. او در خواب زیبایی معشوق را می‌بیند و با ناخن خود نقوش شیرین او را بر سینه‌اش می‌کشد. زلف معشوق برای او آرامش‌بخش است و تنها در حلقه زلف او می‌تواند سکون و آرامش خود را بیابد. شاعر به شیخ توصیه می‌کند که از راه عشق دور نشود، زیرا عاشق واقعی نمی‌تواند از غم عشق پنهان شود. او همچنین بر این باور است که حقیقت و زیبایی در چشم عاشق نهفته است و اگر به حقیقت بنگرد، زیبایی‌های دنیا را می‌بیند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که حکمت می‌تواند دل را روشن کند و انسانی که به تمکین و حلم دست یابد، به مقام والایی می‌رسد.