شمارهٔ ۱۲۳ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ایخوش آنعارف سالک که ز راه آگاهست
حاصل بندگیش دیدن روی شاه است
گرجهان بینی و بس فرق تو با حیوان چیست
چشم انسان همه بینای جمال الله است
سر کویت شده از خون شهیدان دریا
مگر ایجان جهان کوی تو قربانگاه است
خود که باشی تو که هر جامه بدوزم از وصف
پیش بالای تو چون آورم آن کوتاه است
ای که اندر پی آن چاه ذقن میگردی
واقف رفتن خود باش براهت چاه است
چه شود کامرواخواهی و خرم ما را
ای که بر ما هر چه تو را دلخواه است
آه اگر لطف توام بدرقه ره نشود
که گهر دارم و صد راه زنم در راه است
گر من از خود نیم آگاه صغیرا غم نیست
بندهٔ پیر مغانم که زمن آگاه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعرای شاعرانه درباره عارفان و سالکان است که به جستجوی حقیقت و جمال خدا میپردازند. شاعر اشاره میکند که عارف واقعی از راه آگاه است و هدف از بندگی، دیدن روی خداوند است. او به این موضوع توجه میکند که انسانها با دیدن زیباییهای الهی از حیوانات متمایز میشوند. همچنین به قربانیان راه عشق و عرفان و اهمیت وجود خداوند در زندگی اشاره میکند. شاعر در نهایت بر جذابیت و لطف الهی تأکید دارد و از این میگوید که اگر لطف خدا در مسیر او نباشد، باز هم در جستجوی حقیقت ادامه میدهد.