شمارهٔ ۱۲۶ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دور هجران را مگر اتمام نیست
یا مگر صبح از پی این شام نیست
با که بفرستم غم دل را بدوست
چون صبا هم محرم پیغام نیست
نی منت تنها به دام افتادهام
کیست آنکو بستهٔ این دام نیست
خواندهام تاریخ دور روزگار
هیچ دوری به ز دور جام نیست
چون دل من عاشقی آغاز کرد
گفتم آعاز تو را انجام نیست
هر کسی کامی گرفت از یار خویش
کس چو من در عاشقان ناکام نیست
عاشقی را شرط بی اندازه است
این قبا زیبا به هر اندام نیست
گر طریق عشق می پوئی صغیر
پخته شو کاین ره ره هر خام نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس درد و تنهایی ناشی از هجران و جدایی اشاره دارد. شاعر به این فکر میکند که دوری و جدایی پایانی ندارد و همواره در جستجوی کسی است که بتواند غم دلش را با او در میان بگذارد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که عاشقی کار سادهای نیست و باید بالغ و پخته بود تا بتوان به درستی این راه را پیش برد. شاعر با تأکید بر ناکامی خود در عشق، نشان میدهد که این حالت از عشق و انتظار ادامه دارد و به سادگی نمیتوان آن را پشت سر گذاشت.