شمارهٔ ۱۳۳ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر گوشه فتنه ایست ز چشمان مست تست
هر جا سخن رود ز لب میپرست تست
کی دست میدهد که به بینم به خلوتی
در گردن تو دست من و میبه دست تست
ای زلف یار نافهٔ چین خواندمت ولی
دیدم درست نسبتی اینسان شکست تست
این چشم ساقی از تو نه مستیم ما و بس
مینا و ساغر و خم و خمخانه مست تست
صیاد بال من مشکن پای من مبند
این بند بس مرا که دلم پای بست تست
آزاری از چه رو دل من در پناه خویش
آخر نه این رمیده ز هر جا به بست تست
آن خرمن گلی تو که خوبان سروقد
برپا بایستند به هر جا نشست تست
دریا شده است دیده ز بس ماهی دلم
در آرزوی زلف چو قلاب شست تست
می نوش و هستیت بنه و نیست شو صغیر
وزغم فرار کن که غم آسیب هست تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد و از تاثیری که چشمان مست او بر دیگران میگذارد، سخن میگوید. او از مشکلاتی که در عشق دارد و حسرتی که در دلش احساس میکند، مینویسد. همچنین به تضاد بین زیبایی و غم و اندوه اشاره میکند و در پایان توصیه میکند که از غم دوری کند و به خوشیها بپردازد. شعر به نوعی بیانگر حسرت و شادی توامان در عشق است.