شمارهٔ ۱۳۶ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
هلالی گشت پشت روزه داران مه رویت
نه دین از کفر بشناسم نه روز از شب که بگذارد
دمی افتم بفکر خویشتن یاد رخ و مویت
فراهم میکنم بهر خود اسباب پریشانی
که شاید نسبتی پیدا کند حالم بگیسویت
نگشتی سجده گاه خلق عالم تا ابد کعبه
نکردی در ازل گر سجده بر محراب ابرویت
فکند از غمزهٔی ها رو ترا در چه من مسکین
توانم چون سلامت جان برم از چشم جادویت
مقیم آنکو بکویت شد نمیجوید بهشت آری
بهشت است آرزومند مقیمان سر کویت
من ار دیدار گل جویم و گر مشک ختن بویم
از ایندارم غرض رنگت وزآندارم طمع بویت
صغیر از آستانت کی تواند روی برتابد
که هر سو روی بنماید دل او را میکشد سویت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجدید دیدار با محبوب و شوق و دلتنگی برای او پرداخته است. شاعر از فراق معشوق و زیباییهایش صحبت میکند و ابراز میکند که هیچ چیزی برایش مهمتر از یاد چهره و موی محبوب نیست. او در جستجوی وسایل برای تسکین دل و نزدیک شدن به محبوب است و از اهمیت و مقام بینظیر محبوب در دنیا و بین خلق سخن میگوید. همچنین شاعر اشاره میکند که حتی در بهشت هم، آرزو دارد که در کنار محبوب باشد و به زیباییاش میبالد. در نهایت، شاعر از عشق و اشتیاقی نهپایان برای محبوب سخن میگوید که دلش را به سوی او میکشد.