شمارهٔ ۱۳۹ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جز معرفت از بهر بشر خاصیتی نیست
بی خاصیتی در تو اگر معرفتی نیست
گویم بتو از روی محبت به محبت
میکوش که محبوب تر از این صفتی نیست
ای خود سر خود رو که گریزی ز مربی
درد تو همین بس که ترا تربیتی نیست
بایست گرت عافیت این نادره بشنو
در ده ببلا تن که جز این عافیتی نیست
دانی چو خدا خواسته هرگونه قضا را
راضی بقضا باش که بی مصلحتی نیست
در ملک دل ار شاه شوی مرتبت آنست
بر ملک جهان شاه شدن مرتبتی نیست
ای آنکه شدی خاک ره پیر خرابات
خوشباش که بالاتر از این منزلتی نیست
دانی که برد سود محب علی آری
جز مهر علی در دو جهان منفعتی نیست
مانند صغیر آنچه که خواهی ز علی خواه
کز درگه او رد بخدا مسئلتی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت معرفت و محبت در زندگی بشر پرداخته و بر این نکته تأکید دارد که معرفت، تنها خاصیت واقعی انسان است. شاعر با زبانی محبتآمیز به شخصی که از معلم و مربی دوری میکند، گوشزد میکند که بیتربیت ماندن نتیجهای جز درد ندارد. او به عافیت و آرامش در زندگی اشاره میکند و میگوید که باید راضی به قضا و قدر الهی بود، چرا که در آن مصلحتی نهفته است. همچنین، به مقام و مرتبه انسان در دل و عالم اشاره کرده و میگوید که بالاترین مقام نزد خداوند محبتی است که به علی (علیهالسلام) داریم و هیچ منفعتی در دو جهان بالاتر از محبت علی نیست. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که انسان باید درخواستها و خواستههای خود را از درگاه علی بخواهد چرا که او درگاه نزدیکتری به خداوند است.