نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نی همین از خود براه یار میباید گذشت

کز دو عالم در رهش یکبار میباید گذشت

گر حقیقت عاشقی بر هر دو عالم پای زن

یار اگر میجویی از اغیار میباید گذشت

سبحه و زنار باشد هر دو سد راه عشق

لاجرم از سبحه و زنار میباید گذشت

عشق را راهیست ناهموار و این باشد عجب

کز سر از این راه ناهموار میباید گذشت

گر نهی پا در طریق عاشقی زاهد بدان

اولین گام از سر و دستار میباید گذشت

خاک شد بس استخوان ها زیر دیوار هوس

با شتاب از پای این دیوار میباید گذشت

اندک و بسیار اینعالم همه رنج است و غم

اندک اندک زاندک و بسیار میباید گذشت

چیست دانی توشهٔ عقبی صغیرا از صراط

با ولای حیدر کرار می‌باید گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و راهی که برای رسیدن به یار باید پیمود، اشاره می‌کند. او می‌گوید که برای دستیابی به عشق واقعی، باید از موانع و تعلقات دنیوی گذشت. سبحه و زنار به عنوان موانع عشق معرفی می‌شوند و بیان می‌کند که باید از آن‌ها عبور کرد. عشق راهی دشوار و پر از چالش است و برای شروع این مسیر، لازم است از شرایط و وابستگی‌های دنیایی گذشت. در نهایت، او تأکید می‌کند که تنها با پیروی از ولایت حضرت علی (ع)، می‌توان به مقصد عشق حقیقی رسید. به طور کلی، این شعر درباره لزوم فداکاری و گذشت در راه عشق و معنویت است.