نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

با بت ساده نشستن که ثواتبست و مباح

خوش بود خاصه که گیری ز کفش ساغر راح

در ره عشق بتان کوش که صاحبنظران

جز در این راه ندیدند و نجستند فلاح

نه عجب گر در رحمت شده بر ما مفتوح

تا که از عشق بدست‌ام ده ما را مفتاح

کرد در دیر مغان منزل و بگرفت قرار

بعد عمری که دلم بود به عالم سیاح

همه را گر سر جنگ است بما با همه کس

ما بصلحیم و نکوشیم مگر در اصلاح

بیوفائی جهان بین که بشب شاهد تست

در کنار دگری خفته چو بینی بصباح

از جهان بکذر اگر مرد رهی کز مردان

درنیاورده کس این زال دنی را بنکاح

در جهان هیچ نیندوخت بجز مهر علی

چون صغیر آنکه درآمد به ره خیر و صلاح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توحید و عشق به معشوق پرداخته و به سادگی نشستن و لذت بردن از شراب و عشق اشاره می‌کند. او معتقد است که صاحب‌نظران فقط در مسیر عشق به معشوق، فلاح و رستگاری را دیده‌اند. بدون تعجب است که در رحمت الهی بر ما گشوده شده چرا که عشق کلید گشایش هر در بسته‌ای است. شاعر از زندگی در دیر مغان و آرامش پس از سال‌ها گشت و گذار یاد می‌کند. او با دیگران صلح و آرامش را بر می‌گزیند و برای اصلاح دنیا تلاش می‌کند. در نهایت، به بیوفایی و ناپایداری دنیا اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که جز مهر علی هیچ چیز در این دنیا پایدار نیست.