نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

موشکافی به جهان گرچه بود پیشهٔ ما

به میان تو نبرده است ره اندیشهٔ ما

ما که داریم به عشق تو عنان تا چه کند

دل چون سنگ تو با این دل چون شیشهٔ ما

هر کسی را هنری پیشه و کاری در پیش

نیست جز عشق تو ای رشک پری پیشهٔ ما

اگر از فتنهٔ چشم تو بیابیم امان

نیست از فتنهٔ دور فلک اندیشهٔ ما

با چنین اشک روان سرخوش و خرم دایم

چون نباشیم که در آب بود ریشهٔ ما

مدعی تیشهٔ ما آه بود ریشهٔ خود

رو نگهدار و بپرهیز از این تیشهٔ ما

زاهوی چشم بتانیم در اندیشه صغیر

با وجودی که رمد شیر نر از بیشهٔ ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوب می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هرچند در جستجوی حقیقت و معنا در جهان است، اما به عمق و زیبایی عشق به محبوب خود توجه بیشتری دارد. او به دل سست و شکننده‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق او را از سایر مشغولیات زندگی برتر می‌سازد. همچنین، او به خطرات عشق و فتنه‌هایی که از محبوبش ناشی می‌شود، اشاره دارد، اما در عین حال از این فتنه‌ها ابراز شادمانی می‌کند. شاعر با بیان این که هر کسی هنری دارد، عشق به محبوبش را برترین هنر می‌داند و تأکید می‌کند که گفتگوها و مشکلات را باید با عشق حل کرد.