شمارهٔ ۲۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ویرانهٔ آن گنج نهان است دل ما
گنجینهٔ سر دو جهان است دل ما
تا گشته خریدار تو ای گوهر مقصود
فارغ ز غم سود و زیانست دل ما
احوالی از او پرس که اندر خم زلفت
باز آمده از کون و مکانست دل ما
ما را بجنان شیخ همی خواند و غافل
کز یاد رخت باغ جنانست دل ما
پر ساخته از نام و نشان گرچه جهان را
در کوی تو بی نام و نشانست دل ما
از چشم یقین روی تو دیده است دو صد شکر
وارسته ز هر شک و گمانست دل ما
مقصود دل ما همه مقصود دل توست
رائی که بر آنی تو بر آنست دل ما
چون با همه یکرو شده در ظاهر و باطن
زان محرم اسرار نهانست دل ما
دیریست که از لطمهٔ چوگان محبت
چون گو به سر خویش دوانست دل ما
عمریست که سیرش همه در عرش الهیست
یعنی همه در خود نگرانست دل ما
تا مهر علی کرده در او جای صغیر!
یک شیشه پر از جوهر جانست دل ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و انتظار دل شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر با بیانی غمانگیز و در عین حال شگفتانگیز از دل خود که چون ویرانهای از گنج پنهان است صحبت میکند. دل او به عشق معشوق خریدار و فارغ از دغدغههای دنیوی است. او به زیباییهای معشوق اشاره کرده و تأکید میکند که دلش هر چند نام و نشانی در دنیا ندارد، اما در کوی محبوبش بینام و نشان است. در نهایت، دل او با عشق به علی و زنده کردن عشق الهی، همچنان در پی وصال محبوب و درکش از حقایق عمیقتری است. شاعر با واژههایی شاعرانه عشق عمیق و معانی فلسفی را در دلش بیان میکند.