نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

منت دلم ز حلقهٔ موی تو میکشد

کان را ز دیر و کعبه بسوی تو میکشد

با روی زرد گرم فرار است آفتاب

گویا خجالت ازمه روی تو میکشد

زیبد اگر زند به سر هر دو کون پای

میخوارهٔی که می‌ز سبوی تو میکشد

زان دم که پا ز دامن مادر کشیده‌ام

عشقم عنان گرفته به سوی تو میکشد

ای زلف یار چوندل ما از چه خو نشود

خجلت اگر نه نافه ز بوی تو میکشد

خواهد اگر که نقش قیامت رقم کند

نقاش نقش قد نکوی تو میکشد

آنرا که می‌دهند بباغ بهشت جای

گر آدم است رخت بسوی تو میکشد

از چاک سینه هر نفسی میکشد صغیر

آهی در انتظار رفوی تو تو میکشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تمثیل‌ها و استعاره‌ها، احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و کشش به سوی معشوق بیان می‌کند. او از زیبایی چهره و موی معشوق سخن می‌گوید و به روابط عاطفی، تحیر و اشتیاق اشاره می‌کند. به‌نوعی، عشق او بسان جریانی است که او را به سمت معشوق می‌کشید و حتی از تولدش به این عشق دسترسی داشته است. شاعر همچنین بهافتخار و نیکی معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی بهشت نیز با حضور آن معشوق معنا پیدا می‌کند.