شمارهٔ ۱۷۴ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در دور ما چه جور بشر با بشر نکرد
برپا کدام فتنه و آشوب و شر نکرد
جمعیتی ندید که از هم جدا نساخت
معمورهٔی نیافت که زیر و زبر نکرد
وه کادمی به آدمی از دیو سیرتی
کرد آنچه جانور بدگر جانور نکرد
از جمله کارها که جنایت شمرده اند
کار دگر نماند که این خیره سر نکرد
هرگونه ظلم و جور و تجاوز بنوع خویش
کرد و زحق حیا و ز کیفر حذر نکرد
حتی ز جزء لایتجزی بضد نوع
این غافل از خدا شده صرفنظر نکرد
طرح کدام نقشه که اندر هوا نریخت
ظاهر کدام فتنه که در بحر و بر نکرد
باشد هنر گر آلت قتاله ساختن
شاد آنکه اهتمام به کسب هنر نکرد
چندان شگفت نیست که بیدادگر شود
هر کس یقین به معدلت دادگر نکرد
گفتند انبیاء و نوشتند اولیاء
اما هزار حیف که بر ما اثر نکرد
تأمین ز دین طلب که خداوند بی سبب
تعیین دین برای گروه بشر نکرد
بس مختصر بود بحقیقت جهان صغیر
مرد آنکه التفات بدین مختصر نکرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی وضع ناهنجار بشر در عصر کنونی میپردازد و به نوعی انتقاد از ظلم و تعدیهایی است که انسانها به یکدیگر روا میدارند. شاعر به این نکته اشاره میکند که بشر به جایی رسیده که از هر نوع فساد و فتنهای دریغ نکرده است و هیچ جمعیتی از ویرانی در امان نمانده است. به طور خاص، او به کارهای زشت و غیرانسانی اشاره میکند که حتی دیوان نیز چنین اقداماتی را انجام نمیدهند. همچنین به بیتوجهی به حقوق دیگران و غفلت از خداوند اشاره میشود و اینکه بسیاری از تعالیم دینی صرفاً به صورت ظاهری در زندگی انسانها وجود ندارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که شناخت واقعی از دنیا و شرایط کنونی برای کسانی که به این امور بیتوجهند، از دست رفته است.