نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جدا از طره اش حال دلم دانی چسان باشد

همان حال دل مرغی که دور از آشیان باشد

درون دل از آن رخسار روشن گشت این معنی

که در هر ذرهٔی خورشید تابانی نهان باشد

کشید از مسجدم بیرون صنم نام صمدرویی

که طاق ابروی او قبلهٔ کروبیان باشد

به رنگ زرد من چون غنچهٔ گل خندد و گوید

مرنج از من که این خاصیت از آن زعفران باشد

شنیدی مرد در زیر زبان خود بود پنهان

کمال مرد را یعنی کلامش ترجمان باشد

جهان با خویش هم در صورت و معنی دو رنگ‌ آمد

گلش خار و سرورش غصه و سودش زیان باشد

تو پنداری بکام هیچکس گردون نمیگردد

که من یک تن ندیدم ز اختر خود کامران باشد

صغیر اندر میان خلق عالم هرچه میگردم

نمی بینم دلی کز بحر اندوه بر کران باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ حال و احساسات عمیق عاشقانه و تنهایی صحبت می‌کند. شاعر با استفاده از تشبیهاتی زیبا، حال دل خود را به حال دل یک پرنده‌ی دور از آشیان تشبیه می‌کند. او به زیبایی و نور چهره معشوق اشاره می‌کند و چگونه این زیبایی در هر ذره‌ای از جهان پنهان است. همچنین به قلب‌ها و عواطف انسان‌ها پرداخته و از تضادهایی که در زندگی وجود دارد، مانند غم و شادی، سخن می‌گوید. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در این جهان هر فرد با مشکلات و چالش‌‌های خود روبه‌روست و هیچ‌کس نمی‌تواند به طور کامل از آنها رهایی یابد. در نهایت، او می‌گوید که در میان انسان‌ها، کسی را نمی‌بیند که از غصه‌ها و اندوه‌ها آزاد باشد.