شمارهٔ ۱۹ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مرا
پای به سر نه کنون از ره احسان مرا
تا به هم آویخته باد صبا طره ات
کرده از این ماجرا سخت پریشان مرا
من به تو حیران و شد واله و حیران من
هر که بدید اینچنین واله و حیران مرا
هر چه که خواهی بکن هر چه که خواهی بگو
دادن فرمان تو را بردن فرمان مرا
کعبه من کوی تو قبله ام ابروی تو
غیر ولای تو کو مذهب و ایمان مرا
کافر عشق توام باک ندارم ز کس
گو که ندانند هم خلق مسلمان مرا
وصف جنان بر صغیر این همه واعظ مخوان
روضه رضوان ترا صحبت جانان مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عمیقترین احساسات عاشقانه است. شاعر از عشق خود به معشوق سخن میگوید و میگوید که عشق او به معشوق با عشق به خاک و ریشهاش یکی است. او به شدت تحت تأثیر این عشق قرار دارد و در پی آن به سمت معشوق میدود. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر چه معشوق بخواهد، او انجام میدهد، و او تنها در عشق و محبت معشوق خود زندگی میکند. او همچنین از بیخوابی و پریشانی ناشی از عشق میگوید و تأکید میکند که این عشق برایش مقدستر از هر چیز دیگری است. در نهایت، شاعر خود را به عنوان عاشق کافر معرفی میکند که هیچ ترسی از قضاوت دیگران ندارد و تنها عشق معشوقش را ملاک ایمان و مذهب خود میداند.