نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خواجه را گوی که از زیر زمین یاد کند

اینهمه روی زمین بهر که آباد کند

دل ویران شدهٔی را کند ار کس تعمیر

هست بهتر ز دو صد خانه که بنیاد کند

هر که خواهد دلش از قید غم آزاد شود

بایدش تا دلی از قید غم آزاد کند

هیچ دانی چمن از چیست چنین خرم و شاد

بهر آنست که دلهای حزین شاد کند

ایکه تلخی کسانخواهی و شیرینی خویش

باخبر شو که فلک با تو چو فرهاد کند

خم نگردد قدش از بار ملامت چون تاک

راستی پیشهٔ خود هر که چو شمشاد کند

آنکه از مال کسان خانه بیاراست صغیر

چون چراغیست که روشن بره باد کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت دلی شاد و آزاد اشاره دارد و می‌گوید که برای بهبود وضعیت دل‌های ویران، باید تلاش کرد. شاعر به زیبایی و نشاط زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که دل‌های شاد می‌تواند چمن‌ها را خرم کند. همچنین، او به این نکته اشاره دارد که اگر کسی می‌خواهد از غم رهایی یابد، باید دل خود را از قید غم آزاد کند. در نهایت، شاعر به نیکو بودن رفتار و صداقت اشاره می‌کند و می‌گوید که کسی که به مال دیگران تکیه می‌کند، مانند چراغی است که ممکن است خاموش شود.