نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

راستی مردم از آندم که بصلب پدرند

چون ببینی به ره مرگ و فنا ره سپرند

عجب اینست که این قافله روزان و شبان

بعیان در حضرند و به نهان در سفرند

این جهان رهگذر و مردم غافل ز خدای

پی آزار هم اماده در این رهگذرند

خبر از جمعیت مشرق و مغرب دارند

وز پریشانی همسایهٔ خود بی خبرند

عمر خود جمله به اندوختن مال جهان

بگذرانند و گذارند و از آن درگذرند

شبشان روز درخشنده کسانی که ز مهر

روز و شب در پی آسایش نوع بشرند

وز ره سعی و عمل آنچه که آرند به دست

با محبت بخورانند و به عزت بخورند

هیچ دانی که بود زندهٔ جاوید صغیر

خیرخواهان که در این مرحله صاحب اثرند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی وضعیت انسان‌ها در جهان می‌پردازد. شاعر به غفلت مردم از مرگ و فنا اشاره کرده و می‌گوید که آن‌ها در حال گذران عمر خود هستند و تنها به جمع‌آوری مال دنیا مشغولند. در عین حال، انسان‌ها از مشکلات همسایگان و دیگران بی‌خبرند، در حالی که باید به آسایش نوع بشر توجه کنند. شاعر تصریح می‌کند که افرادی هستند که با کوشش و محبت به دیگران خدمت می‌کنند و میراثی خوب برای آینده به جا می‌گذارند. در نهایت، تأکید می‌کند که خیرخواهان واقعی در این دنیا به جاودانگی و اثرگذاری می‌رسند.