شمارهٔ ۱۹۶ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
شده گم دلم که از هجر چو لاله داغ دارد
بچنین نشان عزیزان که دلی سراغ دارد
ز شراب ساقیام شب دل و جان برقصام د
متحیرم که این شوخ چه در ایاغ دارد
بر عشق میشود محو چراغ عقل آری
بر آفتاب روشن چه بها چراغ دارد
مکنید جز ز جانان بر من حدیث یاران
که ز غیر دوست عاشق بجهان فراغ دارد
رخ و قامتش دل من چو بدید چشم رغبت
نه به ماه آسمان و نه بسر و باغ دارد
چو من ار نه عاشقانند لب و عذار او را
ز چه غنچه خونجکر شد ز چه لاله داغ دارد
خط سبز یار دیده است صغیر و تا قیامت
نه خیال سیر باغ و نه هوای راغ دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و عمیق شاعر نسبت به محبوبش میپردازد. شاعر از درد فراق و longing (آرزو و میل) خود میگوید و به زیبایی محبوب اشاره میکند که دل را متحیر میکند. او به نشانههای عشق و زیباییهای محبوب اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی هیچ جایگزینی ندارد. همچنین به تفاوت بین عشق و زندگی عادی اشاره میشود. در نهایت، شاعر خود را غرق در زیبایی محبوبش میبیند و به صورت عمیق به عواطفش میپردازد.