شمارهٔ ۱۹۳ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کسیکه بهر خدا ترک خودستائی کرد
تواند آنکه بملک خدا خدائی کرد
غلام صافی آئینهام که رد ننمود
بهر لباس برش هر که خودنمائی کرد
میان خلق جهان همچو شانه باید بود
که خویش را همه وقف گره گشائی کرد
اگر نشان طلبی دوستان مخلص را
ببین که یاد تو در روز بی نوائی کرد
موافق اند بهم نوع خویش حیوانات
ندانم از چه بشر از بشر جدائی کرد
بس است آنهمه بیگانگی دو روزی هم
برای تجربه میباید آشنائی کرد
چو شعر را به شعیری نمی خرند صغیر
عجب که باز توانی سخن سرائی کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به اهمیت تواضع و خودداری از خودستایی تأکید شده است. شاعر میگوید کسی که برای خدا از خودستایی پرهیز کند، قادر است در ملک خدا نیز به خدایی بپردازد. او خود را مانند غلامی توصیف میکند که در آینهی صاف خود را میبیند و به لباس ظاهری اهمیت نمیدهد. همچنین، شاعر به لزوم همکاری و همبستگی میان انسانها اشاره میکند و میگوید باید همچون شانهای در میان مردم باشیم که برای کمک به یکدیگر وجود دارد. در نهایت، او تأکید میکند که بیگانگی و جدایی مابین انسانها تنها به تجربه نیاز دارد و در حقیقت همه باید به آشتی و نزدیکی بپردازند.