نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۸ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد

که پا در گل ز رفتار تو سرو بوستان دارد

برخسار تو هر کس دید آن خال سیه گفتا

که هندو بچه‌ای اندر دل آتش مکان دارد

تو بی من میتوانی زندگانی کرد و من بیتو

نمانم زنده آری زندگانی تن بجان دارد

بیا تا نقد جان و سر بسودای تو در بازم

که کردم تجربت جز عشق هر سودی زیان دارد

بنازم شیوه چشمت که گر خون دل عاشق

بظاهر میخورد با او نظرها در نهان دارد

نه من ترک تو بتوانم نه بیداد تو کم گردد

خدا ای نازنین با من دلت را مهربان دارد

مران از در صغیر خسته را بگذار تا گویند

امیر کشور خوبان سگی بر آستان دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر بیان می‌کند که زیبایی و خجلت معشوق از آسمان و طبیعت تأثیر بیشتری دارد و حتی در دل او هم آتش عشقی وجود دارد. او به معشوق می‌گوید که بدون او نیز می‌تواند زندگی کند، اما او نمی‌تواند بدون او زنده بماند. شاعر از عشقش سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق واقعی هیچ زیانی به همراه ندارد. همچنین، احساس او نسبت به معشوق چنان عمیق است که نمی‌تواند از او جدا شود و به احساسات و محبت او تأکید می‌کند. در پایان، به تقدیر از زیبایی معشوق و ناتوانی خود در ترک او اشاره می‌کند.