شمارهٔ ۱۹۴ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یاد دو طره ات بدلم چون درون شود
سررشتهٔ دو عالمم از کف برون شود
زان صاد چشم و میم دهن مد ابروان
ما را رواست گر الف قد چو نون شود
موی سیه سفید شد و عشق من فزود
ثابت شد اینکه حرص بپیری فزون شود
تا صاف نیست قلب تو با موسی زمان
قبطی وش آب نیل بکام تو خون شود
تنها نه آسمان جفا پیشه شد نگون
هرکس بنای ظلم نهد سرنگون شود
هرکس صغیر خواست کسیرا زبون غم
شک نیست اینکه خود بکف غم زبون شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و یادآوری معشوق تعلق دارد. شاعر از دلتنگی خود و تاثیر عمیق معشوق بر زندگیاش سخن میگوید. دو طره موی معشوق در دل او نقش میبندد و لذا این یادآوری باعث میشود که سررشته دو جهان از دست او برود. شاعر به زیباییهای چهره معشوق اشاره میکند و میگوید که عشق او باعث میشود حتی موهای سیاه او سفید شوند. همچنین، بیان میکند که تا زمانی که دل او صاف نیست، ناراحتی و ظلم در دنیا ادامه خواهد داشت. در نهایت، شاعر تأکید دارد که هرکس به دیگران ظلم کند، در نهایت خود دچار سقوط خواهد شد.