نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۵ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد

هر که شد محو مسبب ز سبب می‌گذرد

بر در پیر مغان چون گذری حرمت نه

چون که جبریل در اینجا به ادب می‌گذرد

چون کند جلوه حقیقت نبود جای مجاز

صبح روشن چو دمد ظلمت شب می‌گذرد

قفل گنجینه اسرار بود لب آری

سر شود فاش زمانی که ز لب می‌گذرد

ای که اندر در تعبی بار دل خویش مکن

رشک آن کس که جهانش به طرب می‌گذرد

چه تفاوت به میان غم و شادی جهان

کاین دو روزت به طرب یا به تعب می‌گذرد

در طلب کوش صغیرا که نگردد ضایع

هر چه از عمر تو در راه طلب می‌گذرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حال و هوای انسان‌ها در زندگی و گذر زمان اشاره دارد. شاعر از حال مستی و سرخوشی ساقی می‌گوید و به ماهیت حقیقت و زیبایی در زندگی اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند که در کنار دنیا و خوشی‌ها، همواره غم و شادی در حال گذرند و هیچ یک از دیگری برتری ندارد. شاعر از خواننده می‌خواهد که در جستجوی حقیقت و هدف زندگی کوشیده و از هر لحظه عمر خود برای رسیدن به خواسته‌ها استفاده کند، زیرا زمان به سرعت می‌گذرد و باید از آن بهره‌برداری کرد.