نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۲ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهد

آری ز هیچکس نتواند نشان دهد

این غم کجا برم که مرا جان بلب رسید

از حسرت لبی که بهر مرده جان دهد

قدش به جلوه شور قیامت بپا کند

چشمش خبر ز فتنهٔ آخر زمان دهد

نازم به اتحاد دو چشمش که غمزه را

گاه آن کمک باین و گهی این بآن دهد

عاشق نباشد آنکه چو بیند بلای عشق

بر یار خویش نسبت نامهربان دهد

با آنهمه سیاه دلی زلف کافرش

بر مرغ پر شکستهٔ دل آشیان دهد

جامم شکست شیخ و سلامت سرش ولی

گر سنگ سر شکاف مکافات‌ امان دهد

غافل مشو صغیر که هر بنده در بلا

باید بقدر قوهٔ خود‌ امتحان دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها از عشق و غم ناشی از دوری محبوب صحبت می‌کند. او می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند نشان از معشوق را به او بدهد و این درد و غم در او عمیق است. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که چهره‌اش به مانند قیامت است. عشق واقعی را در گرو احساسات شدید و روابط عمیق می‌داند و نسبت به بی‌عدالتی در عشق هشدار می‌دهد. همچنین، به شکست‌های عاطفی و چالش‌هایی که افراد در زندگی با آن مواجه می‌شوند، اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که هر کس باید به مقدار توانایی خود در برابر سختی‌ها و بلاها مقاوم باشد.