نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد

بیمن اختر فیروزخوش بختی جوان دارد

خلوص‌آور بپیش و جان خلاص از حول محشر کن

که زر تا نیست خالص بیم روز ‌امتحان دارد

گمانم اینکه نفس مطمئنی نیست جز عاشق

که عاشق نی ز دوزخ باک و نی شوق جنان دارد

غلام همت آن عاشقم کز جور جانانه

بجان صد آتش و قفل خموشی بر دهان دارد

سر و سامان ز درویشان مجو دل بر قفس بستن

نه از مرغی است کاندر شاخ طوبی آشیان دارد

جهانرا خواجه خواهد در خط فرمان خویش آرد

تو پنداری ز دیوان قضا خط‌ امان دارد

صغیرا یاد مرگ از دل کند مهر جهان بیرون

بیاد آور بهار عمرت اندر پی خزان دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به بیان اهمیت عشق و خلوص در زندگی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که کسی که در برابر پیر مغان سر فرود می‌آورد، خوشبختی و بخت خوب را در اختیار دارد. او تأکید می‌کند که باید خلوص را جستجو کرد و جان را از مشکلات نجات داد، زیرا فقط عشق واقعی است که انسان را از عذاب و ترس رهایی می‌بخشد. شاعر خود را غلام همت عاشقانی می‌داند که با تمام وجود برای عشق تلاش می‌کنند و حتی در سختی‌ها، خاموشی را تحمل می‌نمایند. همچنین، او به درویشان اشاره می‌کند و می‌گوید نباید دل را به قفس بند کرد، بلکه باید مانند مرغی آزاد در شاخ طوبی زندگی کرد. در نهایت، یادآوری مرگ و گذر عمر در مقابل بهار و خزان زندگی، به ما هشدار می‌دهد که ارزش زمان و عشق را بدانیم.