نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۴ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در ملک وجود آنچه که از خاک برآید

آن به که عدم گردد و از تاک برآید

خورشید فلک تیره شود روز جهان شب

گر دود دل من سوی افلاک برآید

یکتن ز همه خلق جهان زنده نماند

آن روز که شمشیر تو بی باک برآید

مقتول خم ابروی تو روز قیامت

از زیر لحد با دل صد چاک برآید

دانی چه بود صیقل آئینهٔ خاطر

آهی که سحر از دل غمناک برآید

جز عجز و تضرع ببرت تحفه چه آریم

خاکیم و بجز عجز چه از خاک برآید

در حشر کند دوزخیان را که بهشتی

این کار صغیر از شه لولاک برآید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به موضوعاتی چون وجود و عدم، قدرت عشق و عشق ورزی، و قیامت پرداخته است. او می‌گوید که آنچه از خاک برمی‌آید (یعنی موجودات زمینی) باید به عدم برگردد، و در این مسیر، عشق و دل.replace_text به نوعی میدان‌دار است. شاعر به شدت به تاثیرات عمیق عشق و غم در دل آدمی اشاره می‌کند و به خودآگاهی از ضعف و نیاز بشر در پیشگاه خداوند می‌پردازد. او از روز قیامت و قضاوت الهی سخن می‌گوید و به هشداری در مورد زندگی و اعمال انسان‌ها تاکید می‌کند. در پایان، با بیان ضرورت تضرع و عاجزی در برابر خدا، مفهوم فانی بودن انسان در دنیای خاکی را تکرار می‌کند.