نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد

نشود جان ز غم آزاد و دل آرام نگیرد

همه را بوسه عطا کردی و کردی ز غم آزاد

این غم ماست که آغاز وی انجام نگیرد

وعظ واعظ ز چه دانی نکند جا بدل ما

پختگانیم که در ما سخن خام نگیرد

زاهد از خرقه سالوس مشو غره که ساقی

صد چنین جامه بها بهر یکی جام نگیرد

نرسیده است بسر منزل‌ آمال کس آری

هیچکس کام از این زال جهان نام نگیرد

گو رها کرد شکار و تن او گور فرو برد

ابله آنکس که بخود پند ز بهرام نگیرد

جام می‌گیر و تو هم پیرو جم باش صغیرا

کس از این عالم فانی به از او کام نگیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق، غم و نارضایتی از زندگی است. شاعر به زیبایی می‌گوید که بوسه و عشق می‌تواند آرامش را به دل بی‌قرار بیاورد، اما غم هنوز باقی است. او به دین‌داران و زاهدان هشدار می‌دهد که نباید به ظواهر فریبنده‌ی دنیا وابسته شوند، زیرا در عمق وجود انسان مشکلات واقعی و غم‌ها پنهان هستند. شاعر تاکید می‌کند که هیچ‌کس به آرزوهای واقعی خود دست نمی‌یابد و تنها در لحظات گذرا، با نوشیدن جام عشق و زندگی می‌تواند از غم‌ها فاصله بگیرد. به طور کلی، شعر بر تناقض‌های زندگی و جستجوی خوشبختی و آرامش تاکید دارد.