نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دانی که دل بدلبر جانی چسان رسید

کوشید در طریق طلب تا بجان رسید

تا هر دو کون را ننهادیم زیر پای

کی دست ما بدامن آندل ستان رسید

تیغی است ابرویش که از آن تیغ هر کسی

مقتول شد بزندگی جاودان رسید

آمد خیال یار ببر از شرار عشق

ای دل کباب شو که بما میهمان رسید

خود را رسان بقافلهٔ عشق زانکه رست

از غول نفس هر که بدان کاروان رسید

آنرا که زاهدش بهمه عمر خود نیافت

بر ما دمی ز رأفت پیر مغان رسید

آورد هر که دامن پیر مغان بکف

الحق که چون صغیر ببخت جوان رسید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و جستجوی وصال محبوب می‌پردازد. شاعر از تلاش برای رسیدن به معشوق و اهمیت عشق در زندگی صحبت می‌کند. او به زیبایی‌های دل‌ربا و قدرت عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی زاهدان نیز تحت تأثیر این عشق قرار می‌گیرند. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که دستیابی به عشق واقعی چیزی است که باعث شادی و خوشبختی انسان می‌شود.