شمارهٔ ۲۲۶ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چندانکه سیل دیده من بیشتر شود
زان بیش آتش ستمش شعله ور شود
گفتم دلش به آه گدازم ولی مدام
سختی بر آن فزاید و این بی اثر شود
دوران هجر دلبر و ایام عمر من
آن هی طویل گردد و این مختصر شود
از پا روم به مدرسه وز سر بمیکده
کان راه طی بپا ولی این ره بسر شود
یارب که پیر میکده و شیخ مدرسه
آن برقرار باشد و این دربدر شود
نالد صغیر بر در دلدار خود مگر
آنشاه زین گدای درش باخبر شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از آلام و دردهای ناشی از جدایی از معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که هرچه بیشتر به غم و اندوه خود میافزاید، آتش ستم بر دلش شعلهورتر میشود. همچنین، او اشاره میکند که در طول دوران فراق، زمان برای او طولانیتر شده و زندگیاش بیمحتواتر گشته است. شاعر برای فرار از این سختیها به مدرسه و میخانه میرود، اما میبیند که هر دو مسیر به او آرامش نمیدهند. او در نهایت دعا میکند که وضعیت و حال پیر میکده و شیخ مدرسه تغییر نکند، و دلش به یاد و نام معشوق میتپد.