نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی چه باده بود که بر من حواله کرد

مست ابد مرا به نخستین پیاله کرد

با حکمت آن طبیب که صد ساله درد من

درمان بجرعهٔی ز شراب دوساله کرد

یارب شمیم مشگ و زد بر مشام جان

یا نفخهٔ صبا گذر از آن کلاله کرد

با غنچهٔ لب و گل رخسار و سرو قد

بگذشت و داغدار دلم همچو لاله کرد

لعل لبش مکیدم و گفتم بدو خدای

رزق مگس بقند فروشان حواله کرد

خلقی همه بناله و افغان درآمدند

از بس صغیر در غم آنشوخ ناله کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تجربه‌ای عمیق و عاشقانه صحبت می‌کند. ساقی باده‌ای به او می‌دهد که او را برای همیشه مست کرده و با این نوشیدنی دردی که سال‌ها رنجش می‌داد، درمان می‌شود. او به زیبایی معشوقه‌اش اشاره می‌کند که با عطر مشک و ظرافت‌هایش بر دل او تأثیر می‌گذارد. همچنین، دربارهٔ زیبایی‌های ظاهری و جسمانی او صحبت می‌کند و بر حسرت و غم ناشی از عشقش تأکید دارد. در نهایت، او به حال دیگران نیز اشاره می‌کند که از غم و حسرت او به ناله درآمده‌اند.