نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۹ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می بنوش اکنون که چون هنگام محشر میشود

تاک طوبی گردد و خمخانه کوثر میشود

نوش آندردی که چون در ساغر صافش کنی

عکس موجودات عالم نقش ساغر میشود

زاهدان از زهد خشک و ما بمی تر دامنیم

آتش آیا شعله ور در خشگ یا تر میشود

جان برقص آید مدامم زانکه هر سو بنگرم

پیش چشمم صورت جانان مصور میشود

چون معلق زلف او دیدم بآذرگون عذار

شد یقینم کافران را جا در آذر میشود

کوهکن زد تیشه بر سر خویش را از پا فکند

تا بدانی طی راه عشق از سر میشود

نگذری تا در ره جانان ز جان خود صغیر

کی حیات جاودان بهرت میسر میشود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به مفهوم عشق و شراب به عنوان نماد آگاهی و وجود اشاره می‌کند. او می‌گوید که اکنون باید می نوشیم، زیرا جهان در حال تحولی عظیم است. این نوشیدنی باعث می‌شود که تصاویر و هستی در ذهن ما شکل بگیرد. همچنین، شاعر به زهد زاهدان اشاره می‌کند و تفاوت بین عشق واقعی و زهد خشک را نشان می‌دهد. او می‌گوید که جان انسان با دیدن زیبایی‌ها به حرکت درمی‌آید و عشق باعث روشنایی و آگاهی می‌شود. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که برای رسیدن به عشق واقعی و حیات جاودان، باید از خودگذشتگی کرد و در مسیر عشق قدم گذاشت.