نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۲ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر دل به ‌امیدی پی دلدار برآمد

زان جمله دل من پی دیدار برآمد

حالی همه جا مینگرم طلعت او را

صد شکر که کام دلم از یار برآمد

برگوش من آن زمزمه از جمله اشیاء

آید که ز منصور سر دار برآمد

بر در قدم یار بیفکندم و صد شکر

کز دست من دلشده این کار برآمد

جز اهل دل او را نشناسد و نبینند

با آنکه ز خلوت سر بازار برآمد

الحق که بود آیتی از حس و جمالش

هر گل که بطرف چمن از خار برآمد

می خواست که از اهل نظر دل برباید

با این همه کرو فر و آثار برآمد

حیف است نرفتن بخریداری آنشوخ

کانشوخ بدنبال خریدار برآمد

خوش چنک تو افکند بدان طره صغیرا

آهی که ترا از دل افکار برآمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و آرزوی دیدار معشوق است. شاعر با شوق و امید، دل خود را به سمت معشوق روانه کرده و در جستجوی زیبایی‌ها و طلعت اوست. او از عشق خود و تأثیرات آن بر زندگی‌اش سخن می‌گوید و از شکرگزاری برای لحظات خوشی که از حضور یار به دست آمده است، صحبت می‌کند. شاعر به توصیف زیبایی معشوق و قدرت تأثیر او بر دل‌های اهل نظر می‌پردازد و در نهایت، آرزو دارد که به خریداری عشق آن معشوق بپردازد. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و زیبایی‌های عشق است.