نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۴ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

بخدا رسد هر آن دل که پی هوا نباشد

بلی از هوا چو بگذشت بجز خدا نباشد

بره طلب سراپا شده‌ام قدم که رهرو

بطریق عشق بایست کم از صبا نباشد

چو بلای عشق نبود بجهان دگر بلایی

که باین بلا دلی نیست که مبتلا نباشد

چو تو خیر خلق خواهی همه خیر پیشت آید

که برای نیک جز نیک دگر جزا نباشد

چو رضا نباشی از حق بدرش انابتی کن

که چو برخوری بمطلب ز تو او رضا نباشد

ز مطالب دو گیتی چو صغیر آنچه خواهی

ز علی طلب که مطلب جز از او روا نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دربارهٔ عشق و جستجوی خداوند صحبت می‌کند. شاعر می‌گوید که دل‌هایی که به دنبال خواسته‌های دنیایی نیستند، به خدا نزدیک‌تر می‌شوند. عشق واقعی تنها از خدای حقیقی نشأت می‌گیرد و بدون عشق هیچ بلایی در جهان نمی‌تواند وجود داشته باشد. اگر انسان نیکخواهی را جستجو کند، خیر و نیکی به سراغش خواهد آمد. همچنین، اگر رضا و خرسندی از خدا نباشد، به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید. در نهایت، شاعر به اهمیت طلب از خداوند اشاره می‌کند و می‌گوید که همه چیز در دست اوست و تنها باید از علی (که نماد خداست) خواسته شود.