نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۰ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

همه صحبت ز فراق وز وصالش دارند

عمر خود صرف جهانی بخیالش دارند

همه جویندهٔ آن جان جهانند ولی

اهل دل بهره ز دیدار جمالش دارند

خم از آن قامت عشاق بود کاندر دل

حسرت ابروی مانند هلالش دارند

رنجه از رنج و ملال غم عشقش نشوند

نظر آنانکه بغنج و بدلالش دارند

می طپد در قفس سینه همی مرغ دلم

هر کجا صحبتی از دانهٔ خالش دارند

هر کجا می‌گذرد مرغ دلم سنگ دلان

سنگ بر کف پی بشکستن بالش دارند

خون هم اهل جهان بهر جهان میریزند

با وجودیکه یقین خود بزوالش دارند

شود آن طایفه را عاقبت کار بخیر

که بهر ‌امر نظر سوی مآلش دارند

پا نمی لغزد از آن فرقه که مانند صغیر

دست بر دامن پیغمبر و آلش دارند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره عشق و فراق است و بیان می‌کند که همه مردم در جستجوی وصال محبوب هستند، اما در حقیقت تنها اهل دل، نعمت دیدار زیبایی او را می‌چشند. شاعر به قامت محبوب و حسرت عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق موجب رنج و غم می‌شود، اما اهل دل همچنان به آن زیبایی عشق می‌پردازند. او همچنین به دل مرغ و دلتنگی اشاره می‌کند که در جستجوی دانه‌ای از عشق است. در انتها، اشاره می‌شود که افرادی که به درستی به آینده خود توجه دارند، در نهایت به خیر و سعادت دست پیدا خواهند کرد و افرادی که به پیامبران و خاندانشان تمسک جویند، از لغزش محفوظ خواهند ماند.