نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۴ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد

بروزگار من و عهد یار گرید و خندد

خوش است گریهٔ مینا و خندهٔ لب ساغر

علی الخصوص که در لاله زار گرید و خندد

خطاست گریه و بیهوده است خنده آنکس

که جز بفرقت و وصل نگار گرید و خندد

خوش آنکه یار چو پروانه‌ام ببزم محبت

بسوزد و بغمم شمع وار گرید و خندد

بحال زار من است و بیاد روی نگارم

چنین که ابر و چمن در بهار گرید و خندد

مخند بر من اگر بیخودانه گریم و خندم

اسیر عشق نه از اختیار گرید و خندد

صغیر ره ندهد بی سبب بخود غم و شادی

عتاب و مهر چو بیند ز یار گرید و خندد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به تناقض میان شادی و غم در زندگی انسان‌ها اشاره می‌کند. او می‌گوید که در هر فصل و زمانی، جهان می‌خندد و گاهی هم می‌گرید، اما احساسات شخصی او به شدت تحت تأثیر عشق و جدایی از محبوبش قرار دارد. گریه و خنده در زندگی او به هم گره خورده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را جداسازی کرد. شاعر بیان می‌کند که افرادی که از عشق و وصال یارشان تنها در غم و شادی خود احساس می‌کنند، خطا می‌کنند. از طرفی، عشق واقعی باعث می‌شود که انسان‌ها همچون پروانه‌ای به دور شمع عشق بچرخند و در این بین، هم گریه کنند و هم بخندند. به طور کلی، این شعر به ماهیت متضاد و پیچیده احساسات در عشق و رابطه‌ها اشاره دارد.