نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر صاحب نامی دمی آرام ندارد

آسوده دل آنکو بجهان نام ندارد

منعم تو و آنخانهٔ پرگندم و صد غم

درویش جوی غصهٔ ایام ندارد

آن مرغ که رقصان شده از دیدن دانه

بیچاره مسکین خبر از دام ندارد

آغاز مکن کجروی ای دوست که هر کار

بیرون رود از راستی انجام ندارد

آن بنده تمامست که بر درگه سلطان

در خدمت خود دیده بر انعام ندارد

با بخت هنر سود دهد بهر تو آری

زحمت مکش ار طالعت اقدام ندارد

ز اسلام ملاف ار بدلت مهر علی نیست

کافر دل تو راه به اسلام ندارد

سلطان نجف آنکه ببام شرف او

ره تا به ابد طایر اوهام ندارد

تا گشت صغیر از دل و جان بندهٔ آنشاه

اندوه ز انبوهی آثام ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی اهمیت نام و مقام در زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که افرادی که دارای نام و شهرت هستند، هرگز نمی‌توانند به آرامش دست یابند. در مقابل، کسانی که نامی ندارند، پیوسته در غم و اندوه زندگی می‌کنند. شعر به نقد دوستانی می‌پردازد که مسیر نادرست را در پیش می‌گیرند و تأکید می‌کند که هر کاری که بر مبنای دروغ و کج‌روی انجام شود، به نتیجه نخواهد رسید. همچنین شاعر خاطرنشان می‌کند که انسان باید در خدمت پادشاه و خداوند باشد و اگر دلش محبت واقعی را نداشته باشد، به جایی نخواهد رسید. در نهایت، شاعر به عظمت اهل بیت و جایگاه والای آنها اشاره کرده و بیان می‌کند که اگر کسی از خطاها و گناهانش فاصله نگیرد، آرامش نخواهد یافت.