نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۵ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

اهل دل بر در دل حلقه چو رندانه زدند

نه در کعبه دگر نی در بتخانه زدند

می و میخواره و ساقی همه دیدند یکی

عارفان از می‌توحید چو پیمانه زدند

عاشقان پا بسر جان بنهادند آنگاه

دست در زلف خم اندر خم جانانه زدند

دل صد چاک بدان طره تواند ره برد

بی سبب خود بجنون مردم فرزانه زدند

یکجهت باش که مردان حق از یکجهتی

خیمه بالاتر از این طارم نه گانه زدند

خرمنی نیست که ایمن بود از آتش عشق

این شرر بر دل هر عاقل و دیوانه زدند

باخبر باش که بیرون نبرندت از راه

رهزنانی که ره خلق به افسانه زند

چون صغیر از پی آنطایفه میپوی که پای

بسر عالمی از همت مردانه زدند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر زیبایی و عمق تأملات عارفانه و عاشقانه است. شاعر به توصیف حال و هوای عاشقان و اهل دل می‌پردازد که در جست‌وجوی حقیقت و عرفان هستند. آن‌ها از شوق و عشق به معشوق، در دل و جان خود رنج می‌برند و با می و میخواری به سراغ توحید و شناخت ذات خداوند می‌روند. شاعر به وحدت و یکپارچگی اهل حق اشاره دارد و یادآور می‌شود که هیچ چیزی از آتش عشق ایمن نیست و این عشق بر دل همه، عاقل و دیوانه، اثر می‌گذارد. در نهایت، او به اندرز می‌پردازد که در مسیری که حق است، ثابت قدم باشند و از راهنمایی‌هایی که به حقیقت نمی‌انجامد، دوری کنند.