نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۷ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد

و آن به ره خفتهٔ مسکین غم نانی دارد

درد تو از تو و درمان تو درتست بلی

نکته دریاب سخن ارزش جانی دارد

غم ز تاخیر اجابت چه خوری گاه دعا

تا شود بذر تو نان طول زمانی دارد

از نظر رفت و در‌ آمد به زبان ها عنقا

بی نشان هر که شد از نام نشانی دارد

همچو خورشید بود در بر دانا روشن

اینکه هر ذره ز توحید بیانی دارد

غیر سودای محبت که ندارد جز سود

هر چه سودا بجهان هست زیانی دارد

از دل مرد ز خود رسته طلب عشق خدای

زانکه هر لعل و گهر گنجی و کانی دارد

آن ادیب است که آداب بخلق‌ آموزد

نی کسی کو بدهان چرب زبانی دارد

آنکه از شعر کند رخنه بناموس و شرف

خلق گویند عجب طبع روانی دارد

آن که اندر ره باطل فکند مردم را

بمکافات حق آیا چه گمانی دارد

روح باقیست صغیرا چه سعید و چه شقی

منتهی گاه اجل نقل مکانی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تبیین و تفسیر معانی عمیق انسانی و روحانی می‌پردازد. شاعر به اهمیت توجه به ذهن و دل انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که درد و درمان در درون خود انسان نهفته است. او همچنین نسبت به دعا و انتظار برای تحقق خواسته‌ها هشدار می‌دهد و تأکید می‌کند که عشق و محبت برتر از هر سودی است. شاعر اشاره می‌کند که هر انسانی باید به آداب و خلق خوب توجه کند و از زبان و رفتار خود به درستی استفاده کند. در نهایت، او به مفهوم روح و سرنوشت انسان‌ها اشاره می‌کند و اینکه مرگ انتقالی به جای دیگر است.