نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۴ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش

پاکان نمی دهند تو را ره بکوی خویش

در آرزوی گنج عبث جستجو کنی

ای بیخبر چرا نکنی جستجوی خویش

عمر ابد ز چشمهٔ حیوان مجو مریز

بر خاک بهر آب بقا آبروی خویش

یک ساغرم خراب ابد ساخت از چه خم

این باده کرده پیرمغان در سبوی خویش

بود آنکه آرزوی جهانگیریش بدل

بنگر چگونه برد بگور آرزوی خویش

بیرون ز حد حوصله مگشای پنجه را

یعنی بگیر لقمه بقدر گلوی خویش

چون خار چند مایهٔ آزار مردمی

گلباش و شاد کن دلی از رنگ و بوی خویش

از شش جهت گنه بتو گر بسته ره صغیر

از توبه باز کن در رحمت بروی خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نکاتی فلسفی و اخلاقی را درباره زندگی و جستجوی معنا بیان می‌کند. شاعر تأکید می‌کند که انسان‌ها باید در جستجوی خودشناسی و حقیقت خویش باشند و نباید به دنبال آرزوهای بیهوده و گنج‌های ظاهری بروند. او به تجربه و عمر بشر اشاره می‌کند که نباید بیهوده هدر برود و باید به سرمایه‌های معنوی و مادی خود توجه کند. همچنین، شاعر خاطرنشان می‌کند که هیچ آرزویی نمی‌تواند در پایان زندگی به انسان کمک کند و نیاز است که انسان‌ها در محدودیت‌ها و توانایی‌های خود عمل کنند. او به اهمیت شادکامی و محبت در زندگی اشاره می‌کند و توصیه می‌کند اگر از گناهانی رنج می‌بری، به سوی توبه و رحمت برگردی. در نهایت، شعر به روحیه مثبت و اهمیت پاکی در زندگی می‌پردازد.