نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما می‌کشان چو بادهٔ گلنار می‌زنیم

مستانه خویش بر در و دیوار میزنیم

ساقی گواه ماست که چون باده میکشیم

خمخانهٔ سپهر به یک بار میزنیم

حاجی به صد‌ امید در کعبه می‌زند

ما نیز حلقه بر در خمار میزنیم

با اینکه جان محاط محیط غم است باز

کوس طرب به گنبد دوار میزنیم

مائیم از قبیلهٔ منصور و همچو او

ما نیز حرف خود به سر دار میزنیم

مائیم و عشق و شاهد و کیفیت شهود

اقرار را به تارک انکار میزنیم

ای شیخ دست خویش فروکش من و صغیر

بوس ار زنیم بر لب دلدار می‌زنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حالتی از سرمستی و شوق زندگی است. شاعر از لذت‌های زندگی، عشق و حال و هوای خوشی صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه در معرض غم و اندوه، باز هم به شادی و جشن می‌پردازد. او به این نکته اشاره دارد که در عین اینکه دیگران در کعبه به عبادت مشغول‌اند، او و دوستانش در فضایی دیگر به شادی و سرور مشغول‌اند. همچنین ارتباط خود را با عشق و زیبایی‌های زندگی بیان می‌کند و بر این تأکید دارد که حتی در دنیای پر از انکار و عدم، عشق و شوق را حفظ کرده و به آن ادامه می‌دهند. به نوعی، شاعر دعوت به زندگی شاد و عاشقانه می‌کند و از عواطف ناب خود سخن می‌گوید.