شمارهٔ ۳۰۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
یار نگذارد اگر لعل شکر خایش ببوسم
در قفای او روم نقش کف پایش ببوسم
گر بدست من نیفتد دامنش در رهگذرها
خاک گردم سایهٔ قد دلارایش ببوسم
گر بپوشد دیده از من تا نبوسم نرگسش را
من صبا گردم سر زلف سمن سایش ببوسم
گر بایمائی ز ابرو جان شیرین خواهد از من
بی تامل جان کنم ایثار و ایمایش ببوسم
هر زمان خواهد بیاراید جمال خویشتن را
من شوم آئینه عکس روی زیبایش ببوسم
گر بجرم عشق دست جور بگشاید برویم
ناله گردم تا دل چو سنک خارایش ببوسم
حیلتی همچون صغیر انگیزم و هر گاه و بیگه
در تصور آرم او را جمله اعضایش ببوسم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر عواطف عمیق خود را نسبت به محبوبش بیان میکند. او از عشق و تمایل شدیدش برای بوسیدن لعل شکرین و زیباییهای محبوب سخن میگوید. شاعر اشاره میکند که حتی اگر نتواند به او برسد، حاضر است خاک زیر پایش شود و سایهاش را ببوسد. همچنین او بیان میکند که اگر محبوبش از دیدن او پرهیز کند، او به بوسیدن زلفش رضایت میدهد. در ادامه، شاعر به زیبایی و تغییرات محبوب اشاره میکند و این موضوع را که هر زمان او خود را میآراید، او میخواهد که آیینهای برای انعکاس زیباییاش باشد. در نهایت، او از تلاش برای رسیدن به محبوب و بوسیدن تمام اعضای او سخن میگوید و احساسات عاشقانه و درد و شوق خود را به تصویر میکشد.