شمارهٔ ۳۱۳ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم
تسبیح بیفکنده و زنار بریدیم
پا بر سر بازار محبت چو نهادیم
با نقد دل و دین غم عشق تو خریدیم
از جان و سرو مال و خرد مذهب و آئین
هر پرده که بد حایل ما و تو دریدیم
اندر صفت حسن هر آن نکته که خواندیم
معنی همه در صورت زیبای تو دیدیم
آخر به کمند سر زلف تو فتادیم
زان پس که بهر بام نشستیم و پریدیم
کردیم فراموش حدیث دو جهان را
تا یکسخن از آن لب جانبخش شنیدیم
بر خاک در پیر مغان سر چو نهادیم
مانند صغیر از دو جهان پای کشیدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و شیدایی شاعر به معشوق است. شاعر از رسیدن به محبوب سخن میگوید و از رها کردن تعلقات دنیوی و مذهب برای دستیابی به عشق واقعی. او احساسات و داراییهای خود را قربانی عشق کرده و تمام زیباییها را در چهره محبوب میبیند. در نهایت، شاعر به فراموشی جهان و مشکلاتش میرسد و همه چیز را فدای یک کلام از محبوبش میکند. او در آستانه یک پیر، با حالتی مطیع و عاشقانه، سر بر زمین مینهد و از دنیای مادی فاصله میگیرد.