شمارهٔ ۳۳۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما کار به تسبیح و به زنار نداریم
جز عشق دگر مذهب و کردار نداریم
از دیر و کنشت و حرم و صومعه فارغ
ما قبله بجز ابروی دلدار نداریم
آن آدم بیعشق بود صورت دیوار
ما کار بهر صورت دیوار نداریم
با یار بخلوتگه دل چونکه نشستیم
با کی دگر از طعنهٔ اغیار نداریم
چون خرقه و دستار بود مایهٔ سالوس
صد شکر که ما خرقه و دستار نداریم
از ضعف خود آزردن موری نتوانیم
صد شکر که ما قوهٔ آزار نداریم
بازار مکافات بود گرم و لیکن
ما بینش آن گرمی بازار نداریم
خاموش صغیر اینهمه اسرار الهی است
ما آگهی از پردهٔ اسرار نداریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیاعتنایی به ظواهر مذهبی و عرفانی اشاره میکند و میگوید که عشق حقیقی مهمترین رکن زندگی اوست. او از مکانهای مذهبی و قواعد دینی فارغ است و تنها به عشق و محبت معشوقش میاندیشد. مفهوم عشق را فراتر از صورتها و ظواهر میداند و بر این باور است که عشق واقعی به او قدرت و آرامش میبخشد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که او از اسرار الهی بیخبر است و به جای گشودن این رازها، به عشق و احساسات خود اکتفا میکند.