شمارهٔ ۳۵۰ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
ما را کند ملامت شبها ز آرمیدن
من بندهٔ کسی کو در بندگی بداند
منظور حق چه باشد از بنده آفریدن
ای برگزیده حقت از ممکنات دانی
علت چه شد که گشتی لایق به برگزیدن
معراج جمله اشیا بودی تو و رسیدند
آنها به منزل خود هر یک زره بریدن
حق را تو بندگی کن معراج تست اینجا
از بندگی تو را هم باید بحق رسیدن
از حالها سراسر دانی چه حال خوشتر
وقت سحر ز بستر از شوق پا کشیدن
در گوشهئی بزاری با دوست راز گفتن
وز او نوید رحمت با گوش جان شنیدن
گاهی پی سجودش رخ بر زمین نهادن
گاهی پی رکوعش همچون فلک خمیدن
حالی صغیر بگشای از خواب دیده زیرا
در زیر خاک باید تا حشر آرمیدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حالاتی از بندگی و عشق به خداوند میپردازد. شاعر از مرغ سحر میگوید که با نالههایش انسانها را از خواب بیدار میکند و آنها را به تفکر درباره هدف آفرینش دعوت میکند. او به بندهگی خداوند اشاره دارد و از اهمیت شناخت حق و هویتی که در بندگی نهفته است، سخن میگوید. شاعری که به معراج و موقعیت خاص انسان در هستی اشاره کرده و تمجید از حالتهای خاصی مثل سجود و رکوع را به تصویر میکشد. در نهایت، او بیان میکند که این حالات و ارتباط با خدا، هدف نهایی انسان است و در زمان مرگ باید به آغوش خدا برگردد.