نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۳ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن

وان زادهٔ‌ نوزاده در دست اجل دادن

یکیک ز بطون فرزند آوردن و پروردن

لک لک پی بازیچه زی جنگ فرستادن

از شوی فلک بگسل پیوند زناشوئی

وین خشت زمین بر چین تعطیل کن انیزادن

ای اشرف مخلوقات ای نوع بشر آخر

مانند سبع تا کی بر جان هم افتادن

وین جیفهٔ دنیا را با پنجهٔ قهر از هم

بربودن و با حسرت بگذشتن و بنهادن

چونبرق جهان خندم بر آنکه همیخواهد

چونکوه در اینصحرا بر جای خود استادن

بربند صغیر از خود چشم و بخدا بگشا

زان پیش که نتوانی این بستن و بگشادن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به انتقاد از وضعیت بشر و زندگی انسانی می‌پردازد. او از مرگ و تنهایی ناشی از جدایی ابدی صحبت می‌کند و به نسل‌ها که یکی پس از دیگری به دنیا می‌آیند و زیر فشار زندگی از بین می‌روند، اشاره می‌کند. او به جنگ و خشونت میان انسان‌ها انتقاد کرده و می‌گوید که بشر باید روش‌های بهتری برای زندگی و همزیستی پیدا کند. شاعر در نهایت از انسان‌ها می‌خواهد که به جای درگیری و حسرت بر دنیا، به چشم‌اندازهای خود بیندیشند و از بندهای دنیوی رها شوند. این متن بیانگر غم و اندوه از شرایط زندگی و دعوت به تفکر عمیق‌تر در مورد انرژی و زمان است.