شمارهٔ ۳۸۹ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی
که ز ماه نو به خاطر برسد تو را خیالی
حرکات چشم مست و خط سبزت این نماید
که بسبزه زار جنت بچمد همی غزالی
برخت ز خط و خالت بنوشته کلک قدرت
که نیافریده زین به بجهان خدا جمالی
چو بیفکنی به رخ مو ز شکنج مویت ابرو
چو به پشت تیره ابری بنظر رسد هلالی
همه دم کنم تصور که تو در کنارم آیی
عجب اینکه شادمانم بتصور محالی
من و آنمقام کز دل بمیان نهند صحبت
نه کسی دهد جوابی نه کسی کند سئوالی
بوصال دوست سوگند صغیر در زمانه
بتر از فراق یاران نبود دگر ملالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و از عشق و دلتنگی خود میگوید. او در خیال خود با معشوقش صحبت میکند و به حرکات چشمان او و زیباییهایش اشاره میکند. شاعر از تنهایی و درد فراق صحبت میکند و میگوید هیچ چیز بدتر از دوری یاران نیست. او در عین حال از تصور بودن معشوق در کنارش، احساس شادی میکند، هرچند که واقعی نیست. غزل به زیبایی احساسات عمیق و دلتنگی شاعر را نسبت به معشوقش بیان میکند.