نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۲ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای می‌فروش گر نظری سوی ما کنی

از یک نظاره حاجت ما را روا کنی

مائیم دردمند و توئی عیسی زمان

باید که درد خسته دلانرا دوا کنی

چون نیست بر می‌تو بهائی در این جهان

اکرام آن به باده کشان بی بها کنی

وان جان و سر که گیری و آنگاه می‌دهی

منت نهی چرا که فنا را بقا کنی

میخانهٔ تو وقف و بنازم به همتت

کاین کار را برای رضای خدا کنی

هر صبحگاه میرسدم بر مشام جان

آن بوی می‌که همره باد صبا کنی

گر زر مس وجود ز جودت شود رواست

تو خاک را به یمن نظر کیمیا کنی

گر نیستی تو مظهر لطف خدا ز چیست

بینی ز ما خطا و مزید عطا کنی

داری اگر ز لطف نظر جانب صغیر

سلطانی و تفقد حال گدا کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به درخواست شاعر از می‌فروش اشاره دارد که با نظری لطف آمیز، دردها و نیازهای او را برطرف کند. شاعر خود را دردمند و می‌فروش را همانند عیسی زمان می‌داند که می‌تواند تسکین‌دهنده آلام باشد. او به ارزان بودن شراب اشاره می‌کند و از می‌فروش می‌خواهد که محبت و توجه خود را بی‌منت نثار آن‌هایی کند که در جستجوی عشق و خوشی‌اند. شاعر به عشق و دوستی الهی تأکید دارد و می‌خواهد از طریق خداوندی که در می‌فروش تجلی کرده، به کمال برسد. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که می‌فروش اگرچه ظاهراً انسانی است، اما باید به لطف و رحمت خداوندی نزدیک باشد و از حال فقرا غافل نشود.