شمارهٔ ۴ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زین سرونشان یافتم آن سرونشان را
آن سرونشان نازم و این سرونشان را
زلفش بربود از من و خلقی دل و دانم
نستانم از او چون دگران من دگر آن را
چشم و مژه و ابروی او یا دو کماندار
بر قصد هم آورده به کف تیر و کمان را
رفتیم پی گندم خالش من و آدم
او داد مکان از کف و من کون و مکان را
بر خلق جهان تنگ شکر جای کند تنگ
آرد به شکر خنده چو آن تنگ دهان را
در آتش رخ دانیش آن خط سیه چیست
دودیست که بنموده سیه روز جهان را
نتوان سر موئی به میان فرق نهادن
با موی بسنجی اگر آن موی میان را
برخاستهام از سر جان بر سر آنم
تا سازمش ایثار به مقدم سر و جان را
آری نشود گر سر من خاک ره دوست
بر دوش کشم بهر چه این بار گرانرا
بین پایهٔ نازش چه بلند است که بر خاک
نادیده کسی سایهٔ آن سرو روان را
عیبی به وجودش نتوان یافت صغیرا
جز این که وفا نیست مر آن روح روان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و شیفتگی شاعر به محبوبش است. شاعر از زیباییهای محبوب با توصیفاتی چون زلفهایش، چشمانش و لبخندش سخن میگوید و احساسات خود را نسبت به او ابراز میکند. او به شدت تحت تأثیر حضور محبوب قرار دارد و حتی حاضر است جان خود را فدای او کند. همچنین به وفاداری و قدردانی از عشق اشاره میکند و در نهایت، تنها عیب محبوب را نداشتن وفا میداند. به طور کلی، شعر حاوی عواطف عمیق و تمجید از محبوب است.