نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی

بگنه خوشم که آورد مرا بعذرخواهی

چه غم ای گناهکاران ز گناه ما که هرگز

گنهی نمیشود بیش ز رحمت الهی

بگنه خوشیم و عذرش نه بزهد ونخوت آن

که گنه بسی نکوتر ز غرور بی گناهی

دلی از تو چون شود شاد دل تو شاد گردد

نرسی بخیر الا بطریق خیرخواهی

دل خستهٔی بدست آراگر چه هست وحشی

که سبکتکین رسیده است از آن بپادشاهی

بکس ار پناه گشتی بخدای هر دو عالم

که خدا شود پناه تو بوقت بی پناهی

اگرت صغیر بایست دلی چو صبح روشن

بدعای نیمه شب کوش و بورد صبحگاهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عدم نگرانی از گناه و اهمیت رحمت الهی اشاره دارد. شاعر می‌گوید که اگر کسی به عذرخواهی نمی‌پردازد، بی‌گناهی او را خوشحال می‌کند. او به گناهکاری که احساس ندامت دارد، می‌فهماند که گناه کمتر از غرور و خودپسندی است. سپس به شادکردن دل دیگران تأکید می‌کند و نقش دعا و نیایش را در زندگی روشن‌تر می‌سازد. در نهایت، به اهمیت پناه بردن به خدا در لحظات سخت اشاره می‌کند و می‌گوید که دعای شب می‌تواند به روشنایی صبح یاری‌رسان باشد.