شمارهٔ ۴۰۸ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
گر نه ای دل پای بند طرهٔ طرار یاری
از چه دایم تیره بختی از چه هر شب بیقراری
گر نه عشق آن گل رخساره ات افتاده بر دل
چون دل من از چه رو ای لاله دایم داغداری
گر درآید در چمن آن سرو گل رخسار روزی
با قدش ای سرو پستی با لبش این غنچه خواری
عذر خواهم از خطای رفته ای گیسوی جانان
خواندهام کر عنبرت یا گفتهام مشک تتاری
در دو عالم از تو شاد و خرمم ای خط دلبر
کان جهانم را بهشتی این جهانم را بهاری
ای خوش آن دم کاین کدورت از میان خیزد ببینم
من ترا اندر کنارم تو مرا اندر کناری
نیستی گر جان شیرین بی تو من چون تلخ کامم
ور نه ای عمر عزیزم از چه اینسان در گذاری
این سر و جان صغیر آن تیغ ابروی تو جانا
هر چه میخواهی بکن با او که صاحب اختیاری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و نارضایتی از دوری معشوق میپردازد. شاعر از دلش میخواهد که اگر به عشق معشوق پایبند نیست، پس چرا دچار بدبختی و بیقراری است. او از معشوق میخواهد که اگر در چمن ظاهر شود، زیباییاش بر دیگران غلبه کند و از درد جدایی و دلتنگی شکایت میکند. شاعر به یادآوری زیباییهای معشوق و خوشیهای بودن در کنار او میپردازد و احساس تلخی و تلخی ایام بدون او را توصیف میکند. در نهایت، به قدرت معشوق اشاره میکند و ابراز میکند که هر چه دلش بخواهد میتواند با او بکند، زیرا او صاحب اختیار است.