شمارهٔ ۴۱۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردی
دست در گیسوی مشگینش بدین تدبیر کردی
بعد عمری صبح و صلش گشت طالع میندانم
در کدامین شب تو ای آه سحر تاثیر کردی
خسروا خیل غمم در ملک دل بهر چه تازی
خود تو این ویرانه را از غمزهئی تسخیر کردی
پیش از آن کافتد بگیسویت دل من بدفراری
منتت دارم که این دیوانه را زنجیر کردی
عاشقانت را فکندی گه در آب و گه در آتش
بین چها در عالم از این حسن عالمگیر کردی
هم دهم شرح جفایت هم کنم وصف وفایت
خانهها ویران نمودی تا یکی تعمیر کردی
وصف ابرویت صغیر خسته جان میگفت و غافل
قافیه مجهول گشت و دست بر شمشیر کردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عشق و غم شاعر اشاره دارد. شاعر از قاصدی صحبت میکند که پیام عشق را به محبوبش میآورد و درباره تأثیرات عمیق و دردناک عشق بر دل و زندگیاش مینویسد. او از دلشکستگیهایش و جاذبههای بیپایان محبوب میگوید و به زیباییهای او اشاره میکند که باعث ویرانی زندگی عاشقانش میشود. در نهایت، شاعر از اوضاع ناگوار خود و وفاداری و خیانت در عشق سخن میگوید و به جنگ میان عشق و درد اشاره میکند.