شمارهٔ ۴۲۱ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
غنچه را نیست جز این علت خونین جگری
که کند پردهٔ آن پاره نسیم سحری
ایکه از عیب کسان پرده دری در خود بین
آن چه عیب است که باشد بتر از پردهدری
گر زنی لاف هنر عیب کسان کمتر جوی
عیبجوئی نبود شیوهٔ مرد هنری
گذر ما همه بر ساعد و دست و سر و پاست
ما بخود باز نیائیم ببین خیرهسری
نوح را زمزمه این بود بوقت مردن
طول آمال چرا عمر بدین مختصری
بیبخر ها خبر از غیب دهند این عجب است
که خبرها همه پیدا شود از بیخبری
مفلس ایمن بود از صدمهٔ ارباب طمع
نخل آسوده ز سنگست گه بیثمری
میدهد پند همی کیفیت قارونم
که بکن خاک بفرق غم بیسیم و زری
گر بماند اثر نیک صغیر از تو نکوست
ور نه باشد اثر بد بتر از بیاثری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی وضعیت انسان و عیبهای اجتماعی میپردازد. شاعر با اشاره به غنچهای که تنها به دلیل مشکلات درونیاش شکوفا میشود، نشان میدهد که انسانها به دلیل ضعفها و عیبهای خود در حال نگاهی انتقادی به دیگران هستند. او میگوید که عیبجویی از دیگران نشانه هنری و بزرگمنشی نیست و تأکید میکند که هر فرد باید ابتدا به خود بپردازد. شاعر به زندگی کوتاه و گذرا اشاره میکند و رویای انسانها را به نوعی بیمعنا میداند. او به تذکرهای حکمتآمیز در مورد طمع و کمبودها اشاره کرده و فراهم کردن زمینهای برای نیکوکرداری را مهم میداند. در نهایت، او بر این باور است که اثر نیک از رفتارهای درست بهتر از هیچ اثری نیست، و اشاره به نقش انسان در ایجاد اثر مثبت در زندگی دارد.